شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

149

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

على و مقصد اصلى آن بزرگوار به طور اجمال آگاه بود . آرى اين است آن مقصد بزرگ و پرارجى كه حسين بن على عليه السّلام به خاطر آن راه مكه را در پيش گرفت با آنكه خود فرمود : « من به سوى عراق مىروم و در آنجا كشته خواهم شد » . فرزند عمر به پيكار دعوت مىشود هنگامى كه حسين بن على عليه السّلام وارد مكه شد ، عبد الله بن زبير در آنجا رحل اقامت افكند و مردم مكه را به گرد خود جمع كرد . با آمدن آن بزرگوار ، اهل مكه به آن حضرت روى آوردند و از محضر پرفيض فرزند معصوم پيغمبر بهره‌مند مىگشتند . ابن عباس و عبد الله بن عمر روزى به نزد آن حضرت آمدند . فرزند عمر شروع به سخن گفتن كرد و به آن بزرگوار چنين گفت : « مردم مكه با خاندان پيغمبر سابقهء دشمنى و عداوت دارند و اكنون هم با يزيد بيعت كرده‌اند . من مىترسم آنها با شما مكر كنند و به مصيبت و بلا دچارتان سازند . صواب اين است كه شما هم با يزيد بيعت كنيد و در برابر حكومت وى شكيبايى اختيار كنيد تا هنگامى كه خداوند فرجى عنايت فرمايد » . حسين عليه السّلام در پاسخ فرمودند : « اى عبد اللّه ، تو گمان مىكنى كه من آن كس باشم كه با يزيد بيعت كنم و در برابر او تسليم گردم ؟ » « 1 » در اينجا زادهء زهرا عليها السّلام تصميم قطعى خويش را آشكارا بيان كرد و صريحا فرمود : من با يزيد بيعت نمىكنم و در برابر وى تسليم نخواهم شد . حسين عليه السّلام در اينجا نه تنها از سرپيچى خود در برابر حكومت يزيد سخن مىگويد ، بلكه هدف و مقصد آن بزرگوار تا آنجا مشخص و حساب شده است كه صريحا به فرزند عمر مىگويد : « مرا نصرت كن و در راه رسيدن به اين هدف يارىام نما » . اين كدام هدف است كه حسين عليه السّلام براى رسيدن به آن از عبد اللّه بن عمر يارى مىخواهد و نصرت مىطلبد ؟ ! آيا اين هدف جز مبارزه با حكومت يزيد و قيام در برابر آن دستگاه فاسد و آن خاندان كثيف است ؟ آرى ، مقصد حسين مشخص است و هر عملى هم كه آن بزرگوار انجام مىدهد براى رسيدن به همان مقصد است ؛ حركت از مدينه ، آمدن به مكه ، برخوردها ، خطبه‌ها ، گفتگوها ، و سخنان ، همه و همه به منظور دست يافتن به همان هدف و رسيدن به آن مقصد

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ح 2 ، ص 22 .